#اصول۱
درس هفدهم: دلیل عقلی ۲
رابطه حکم و موضوع
موضوع حکم: مجموعه اشیائی که فعلیت حکم متوقف آنهاست. وقتی بیایند حکم به فعلیت می‌رسد.
مکلف مستطیع ⬅️ سبب ⬅️ فعلیت وجوب حج
‌موضوع حکم: مکلف مستطیع
حکم: فعلیت وجوب حج
قانون اصولی: 
فعلیت موضوع سبب فعلیت حکم می‌شود
فعلیت موضوع⬅️ سبب⬅️ فعلیت حکم
مکلف حاضر، غیر مریض، رویت هلال ماه رمضان ⬅️ سبب⬅️ وجوب صوم یا روزه
رابطه حکم و موضوع چه نوع رابطه‌ای است؟ رابطه سبب و مسببی
نکته: موضوع(متقدم) سبب حکم(متاخر) است. تاخر: تاخر رتبی است نه زمانی.
آیا حکم می‌تواند سبب موضوع شود؟ خیر
آیا موضوع مسبب از حکم می‌شود؟ خیر (شهید صدر) دور باطل است و محال.
نکته: علم بر چیزی فرع بر آن است.
یک عده‌ای حکم را سبب موضوع قرار دادند به اینگونه که: موضوع را علم به حکم گرفتند. و گفتند: علم به چیزی فرع آن چیز باشد تا به آن علم پیدا کنیم. اول حکم بیاید تا به آن علم پیدا شود پس حکم سبب موضوع شد.
جواب شهید صدر: موضوع هم سبب حکم است. حکم هم که سبب موضوع شود. حکم بر حکم متوقف شده و دور باطل و محال صورت می‌گیرد.
حکم ⬅️ سبب⬅️  موضوع⬅️ سبب⬅️ حکم
رابطه حکم و متعلق حکم:
متعلق: عملی که در اثر وجوب باید انجام بدهیم یا در اثر حرمت باید ترک شود. واجبات و محرمات متعلق حکم هستند.
نکته:
فعلیت موضوع سبب فعلیت حکم، فعلیت حکم سبب ایجاد متعلق می‌شود.
فعلیت موضوع⬅️ سبب⬅️ فعلیت حکم ⬅️ سبب⬅️ ایجاد متعلق
مکلف مستطیع ⬅️ سبب⬅️ وجوب حج ⬅️ سبب⬅️ حج برود (عمل حج: متعلق)
مکلف حاضر سالم رویت هلال ⬅️ سبب⬅️ وجوب روزه ⬅️ سبب⬅️ روزه بگیرد
رابطه حکم و متعلق چیست؟ سبب و مسبب
حکم سبب متعلق است.
قانون اصولی: 
حکم محرک به سمت متعلق حکم است. 
اما محرک به سمت موضوع نیست. اول باید موضوع بیاید بعد حکم بیاید، تا موضوع نباشد حکمی نیست، تشکیل موضوع دست حکم است.

 

 

#اصول۱
درس هجدهم: رابطه حکم و مقدمات
انواع مقدمات: 
(۱) مقدماتی که وجود متعلق وابسته به آنهاست. (مقدمات متعلق یا واجب)وضو برای نماز، سفر برای حج، مسلح شدن برای جهاد
(۲) مقدماتی که در شکل‌گیری و تکوین موضوع وجوب دخالت دارند.(مقدمات وجوبی یا وجوبیه) نیت و قصد اقامت ده روزه برای روزه، پول درآوردن ‌برای استطاعت حج
مقدمات وجوبی⬅️فعلیت موضوع⬅️سبب⬅️فعلیت حکم⬅️سبب⬅️ایجاد متعلق⬅️مقدمات واجب
اسم دیگر متعلق: واجب
استطاعت برای آمدن حکم و مقدمات حکم چیست؟
حکم وابسته به مقدمات واجب نیست، زیرا اول حکم باید بیاید تا بعد متعلق بیاید. حکم وابسته به مقدمات موضوع حکم وابسته به مقدمات موضوع حکم است. زیرا حکم وابسته به موضوع است. هر چه در شکل‌گیری موضوع دخالت باشد حکم وابسته به آن نیز است.
ایجاد متعلق (مقدمات)⬅️نماز⬅️وضو بگیرم(مقدمه)
فعلیت موضوع⬅️مقدمات⬅️استطاعت⬅️دنبال کسب و کار⬅️مغازه بازکنی (مقدمات وجوب یا وجوبیه)
مسئولیت مکلف در برابر مقدمات وجوبی مسئولیت ندارید چون همیشه موضوع قبل از حکم است. مسئولیت مکلف در برابر مقدمات واجب است. زیرا اگر انجام ندهد حکم که بر آن بار نشده نمی‌تواند انجام دهد.
مقدماتی که مکلف در برابر آن مسئول هست یعنی همان مقدمات واجب این مقدمات عقلی هستند یا شرعی؟
۲ دیدگاه:
۱. مقدمه عقلی هستند. عقلی می‌دانسته اگر آن را انجام ندهد آن واجب را هم نمی‌تواند به جای بیاورد.
۲. مقدمه شرعی هستند. بین وجوب و ذی المقدمه تلازم است. وقتی شارع حکم به وجوب ذی المقدمه (نماز: واجب نفسی) کرده است بی‌درنگ حکم به وجوب مقدمه (وضو: واجب غیری) هم کرده است.

*اشکال شهید صدر به مقدمه شرعی:
(۱) اگر شارع می‌خواسته با وجوب مقدمه مکلف را وادار به انجام آن کند اصلا نیازی نبود خود مکلف عقلا می‌فهمید باید مقدمه را انجام دهد تا (ذی المقدمه: نماز) انجام شود. (تحصیل حاصل است)
(۲) اگر غیر از الزام و وادار شارع از وجوب مقدمه هدف دیگری داشته که ما نمی‌فهمیم لغو و بیهوده است و لغو از شارع محال است.
روابط داخل یک حکم:
گاهی وجوب تعلق می‌گیرد:
(۱) تعلق می‌گیرد⬅️به یک عمل ساده⬅️وجوب جواب سلام، وجوب سجده
(۲) به یک عمل مرکب از اجزاء ⬅️ نماز، وضوء:
الف. وجوب به عمل مرکب از آن جهت که مرکب است⬅️وجوب استقلالی⬅️کل نماز
ب. تعلق وجوب به هر یک از اجزاء مرکب⬅️وجوب ضمنی⬅️وجوب رکوع، سجده، سلام⬅️اینها در ضمن وجوب نماز واجب شده‌اند که اگر یکی ساقط شود کل آن ساقط می‌شود.
اصطلاح (وجوب ضمنی و استقلالی) یعنی چه؟ 
نماز کامل با قرائت از (لال) ساقط شده است.

 

#اصول۱
درس نوزدهم: اصول عملیه۱
اصول عملیه⬅️زمان شک در حکم شرعی (مشکوک، محتمل، مجهول) 
اصل احتیاط:
۱) اصل اولی اساسی (شهید صدر) در هنگام شک در تکلیف⬅️اصل احتیاط⬅️اصل اشتغال
شهید صدر:
عقل می‌گوید: خداوند به گردن انسان حق دارد. دایره حق طاعت او هم شامل تکالیف معلوم و مشخص و شامل تکالیف مشکوک و محتمل می‌شود. یعنی اگر تکلیفی مشکوک بود. احتیاط لازم است. (احتیاط: اگر شک در حرمت دارید ترک کنید و اگر شک در وجوب دارید، انجام دهید.) مگر اینکه خود شارع (خدا) رخصت دهد که احتیاط را ترک کنید یعنی آنقدر تکلیف محتمل برای شارع حائز اهمیت نباشد که بخواهد مکلف را ملزم به احتیاط کند.
قاعده اشتغال: مشغول بودن ضمه مکلف به تکلیف محتمل
مشهور اصولییون می‌فرمایند:
عقل می‌گوید: در برابر تکلیف مشکوک، مکلف مسئولیتی ندارند. اسم قاعده آنها: قبح عقاب بلا بیان⬅️برائت عقلیه
برائت عقلیه: قبیح است وقتی بیان و دلیلی وجود ندارد خداوند بخواهد عقاب کند و وقتی عقاب قبیح است در نتیجه مکلف مسئولیتی ندارد.
شاهد مثال: سیره عقلا بر فرمانروایان عرفی است. از کتاب فرمانروایان وقتی تکلیف معلوم است⬅️قرمانبردار مواخذه می‌شود. وقتی تکلیف مشکوک است و قطعی نیست هیچ موقع آنها را مجازات نمی‌کنند.
جواب شهید صدر:
اولا: هیچ قبحی در عقاب نیست
ثانیا: بین فرمانروایان عرفی و شارع تفاوت وجود دارد.
برائت شرعیه:
قاعده دوم عملی اساسی: اصل برائت شرعیه (قاعده عملی ثانویه)
با دلیل معلوم شد که تکلیف محتمل برای شارع حائز اهمیت نیست مکلف ملزم به احتیاط نیست در نتیجه به جای وجوب احتیاط، عدم احتیاط یا حکم شارع اصل احتیاط تبدیل شد به اصل برائت شرعیه.
دلایل:
(1) آیات : «ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا»
(2) روایات: پیامبر(ص): «رفع عن امتی .... ما لا یعلمون» (رفع تکلیف از امت شده برای آنچه نمی‌دانند)
شهید صدر(ره): قاعده دوم: منت و امتنان خداوند بر بنده است
برائت شرعیه مطلق شامل: 
(1) شک و شبهه حکمی: 
الف. وجوبی: شک در وجوب نماز عید: برائت شرعیه (اصل برائت شرعیه) ـ (جعل حکم)
ب. تحریمی: شک حرمت استعمال دخانیات (برائت شرعیه) 
(2) شک و شبهه موضوعیه (موضوع حکم):
سوالات امتحانی:
ـ در این موارد کدام اصول جاری می‌شود؟
ـ قاعده عملیه ثانویه را با دلیل توضیح دهید. آیات و روایات

درس بیستم: قاعده منجزیت علم اجمالی
سوال امتحانی: 
قاعده منجزیت علم اجمالی کدام اصل برپا می‌شود؟ احتیاط

 

 

#اصول۱
درس بیستم: قاعده منجزیت علم اجمالی
سوال امتحانی: 
قاعده منجزیت علم اجمالی کدام اصل برپا می‌شود؟ احتیاط
ـ علم دارم برادر بزرگترم به سفر رفته ⬅️ علم تفصیلی
ـ علم دارم برادرم سفر رفته یا برادر بزرگترم یا برادر کوچکترم ⬅️ علم اجمالی: علم به همراه شک
ـ شک دارم برادرم سفر رفته یا نه: ⬅️ شک ابتدایی، شک بدوی، شک ساده (برائت شرعیه)

علم اجمالی (دو طرف ـ دو رکن ـ دو عنصر دارد):
(1) عنصر وضوح: علم به جامع (در مجموع می‌دانم یکی سفر رفته)
(2) عنصر مخفی: شک در اطراف (یا برادر کوچک یا بزرگتر
الف. یا و یا
ب. إمّا و إمّا
شک ساده یا بدوی ⬅️ شک بدون علم می‌باشد ⬅️ برائت شرعیه
شک در شبهه موضوعیه:
علم دارم به افتادن قطره خون در لیوان: علم تفصیلی
علم دارم به افتادن قطره خون یا در ظرف (1) یا (2): علم اجمالی
شک دارم قطره خونی افتاده یا نه: شک بدوی : اصل برائت شرعیه

شک در شبهه حکمیه:
علم دارم به وجوب نماز صبح: علم تفصیلی: انجام می‌دهم
علم دارم به وجوب نمازی در ظهر جمعه یا ظهر یا جمعه: علم اجمالی
شک دارم در وجوب نماز عید: شک بدوی: (1) اصل برائت شرعیه (2) تکلیفی ندارم

سوال امتحانی:
در برابر علم اجمالی تکلیف چیست؟ اصل احتیاط
علم دارم به وجوب نمازی در روز جمعه یا نماز ظهر یا نماز جمعه: علم اجمالی 

(علم دارم: قطع به حکم : قطع حجت است، حجیت دارد، حتی شارعه هم نمی‌تواند حجیت را از قطع جدا کند. ترک آن جایز نیست ـ ترک نماز جایز نیست)
(یا نماز ظهر یا نماز جمعه: اطراف)

(2) در اطراف: 
الف . اگر برائت شرعیه در هر دو طرف جاری شود یعنی مکلف هر دو طرف را ترک کند. امکان ندارد. چون با قطع و علم به وجوب نماز تناقض و تضاد پیش می‌آید. نباید هر دو را ترک کند. اصل برائت در هر دو طرف جاری نمی‌شود. (مخالفت قطعیه)
ب. جاری شدن اصل برائت در یک طرف و انجام طرف دیگر بدون دلیل: (ترجیح بلا مرجح) : موافقت و مخالفت احتمالی
ج. اصل احتیاط در دو طرف جاری می‌شود: یعنی باید هر دو طرف را انجام دهد. هم نماز ظهر و هم نماز جمعه بخواند. با حرف مولا موافقت کرده است. (موافقت قطعیه)

 

 

#اصول۱
درس بیست و یکم: انحلال علم اجمالی 
تبدیل شدن یکی به علم تفصیلی و دیگری به شک بدوی

دو لیوان با شک قطره خون:
علم اجمالی منحل شد به:
۱. علم تفصیلی به نجاست ظرف ۱: ترک ظرف ۱
۲. شک بدوی در نجاست ظرف ۲: اصل برائت شرعیه، اصل برائت جاری شده و تکلیف نداریم
موارد تردید (تردد):
تردید داریم بین:
۱. شک ما همراه با علم اجمالی است: که احتیاط می‌کنیم
۲. شک بدوی هست: اصل برائت جاری می‌شود
سوال امتحانی:
برای موارد تردد مثال زده و دیدگاه اصولییون را بنویسید. (۲ قول)
مثل دوران امر بین اقل و اکثر (کمتر و بیشتر):
وجوب بر مرکب از اعضا مثل نماز که یقین داریم که نه جزء آن واجب است، شک داریم در وجوب جزء دهم و دلیل هم نداریم.
۲ دیدگاه:
۱. اصولییون: این مورد جزء شک همراه علم اجمالی است و باید احتیاط کرد.
علم دارم به وجوب نمازی یا نه جزء یا ده جزئی: احتیاط به طرف ببشتر است. نماز ده جزئی را انجام بده.
۲. نظر شهید صدر:
علم اجمالی اینجا منحل شده است به: 
_ علم تفصیلی به وجوب نماز ۹ جزئی (انجام بده)
_ شک بدوی در وجوب جزء دهم(اصل برائت، تکلیفی نداریم)
در نتیجه ما نه جزء را به جا می‌آوریم
علم دارم به وجوب نماز نه جزئی و شک دارم در وجوب جزء دهم: نماز نه جزئی را انجام بده

 

#اصول۱ 
درس بیست و دوم: قاعده استصحاب
تخییر: کفاره روزه عمدی: کفاره یا اسیر آزاد کردن مخییر است.
سومین اصل یا قاعده عملیه: استصحاب
استصحاب ⬅️ صحب
استصحاب: برگشتن به یقین قبلی، یقین به چیزی داری بر یقین خود بمان
یقین به عملی داری در بقاء آن شک می‌کنی⬅️ بر یقین خود باقی بمان ⬅️ ترتیب اثر بده
یقین به طهارت لباس⬅️شک دارم در نجاست آن⬅️لباس طاهر ایت
دلیل استصحاب: زراره از امام صادق(ع) ⬅️لاتنقض الیقین (ابدا) بالشک⬅️ یقین را با شک از بین نبر.

انواع شبهه‌ها:
(۱) شبهه حکم
(۲) شبهه موضوع
ارکان و شرایط استصحاب:
(۱) یقین به حالت سابقه (حالت یقینی سابقه)
(۲) شک در بقای یقین (شک لاحق)
(۳) وحدت موضوع
۱. حالت یقینی سابقه:
استصحاب حکمیه: گاهی حالت یقینی سابقه ما حکمی است که یقین به جعل آن داریم اما در محدود و مدت زمان آن شک می‌کنیم⬅️شک و شبهه حکمیه می‌گویند⬅️استصحاب حکمیه
جواب سلام را فراموش کردم، وجوب جواب سلام بعد از گذشت مدتی⬅️باید سلام کرد.
۲. حالت سابقه یقینی:
استصحاب موضوعیه: گاهی حالت یقینی سابق ما موضوع حکم شرعی ایت که یقین به وجود آن داریم اما در استمرار آن شک می‌کنیم ⬅️شک و شبهه موضوعیه⬅️استصحاب موضوعیه
مثال: حکم جواز اقتدا به امام جماعت:
عدالت⬅️موضوع جواز اقتدا به امام جماعت

می‌دانم امام جماعت ما عادل بود اگر شک کنم عادل است یا نه، بر عدالت باقی بمان⬅️استصحاب⬅️بر عدالت باقی بمان⬅️استصحاب عدالت
مثال: عدم جواز نماز در آن لباس:
نجاست (موضوع حکم) موضوع به فعلیت رسیدن حکم عدم جواز نماز در آن لباس بر نجاست باقی بمان⬅️استصحاب نجاست
استصحاب از کجا آمد؟ از امام صادق سوال کردند.
خواب موضوع بطلان وضو است. لاتنقض الیقین بشک⬅️استصحاب موضوعیه (چون درباره موضوع بوده است)
سوال امتحانی:
استصحاب در کدام شبهات جاری می‌شود؟ حکمیه و موضوعیه
ص ۱۳۶ کتاب
خیلی مهم: 
سوالات آخر درس را با جوابش پیدا کنید و بنویسید و بخوانید.

۲. شک در بقاء:
شک در مقتضی (شک در بقاء حالت سابقه یقینی)
انواع شک در بقاء:
۱. شک در رافع: گاهی حالت یقینی سابق ذاتا قابلیت استمرار زمانی دارد و شک می‌کنیم عامل خارجی آمد آن را از بین ببرد یا نه؟ مثل طهارت آب⬅️عامل خارجی سگ⬅️بر طهارت باقی بمان
لباس نجس⬅️عامل خارجی: باران⬅️بر نجاست باقی بمان
شک در رافع: رفع کننده نجاست و طهارت
۲. شک در مقتضی: گاهی حالت یقینی سابق ذاتا قابلیت استمرار زمانی ندارد و در مدتی به پایان می‌رسد و شک ما در وجود عامل خارجی نیست. شک می‌کنیم به پایان رسیده یا نه؟ ⬅️شک در مقتضی
روزه ماه رمضان که در روز واجب است و روز اقتضای آن را دارد که زمانی تمام می‌شود شک می‌کند روز است. هنوز روز در جای خود باقی است.
سوال امتحانی:
شک مقتضی و رافع را با مثال توضیح دهید.
۳. شک در وحدت موضوع:
آنچه که یقین داری در همان شک کنی. محل فرو ریختن شک و یقین یک جا باشد.

 

#اصول۱ 
خلاصه درس بیست و سوم: تعارض
مهم: از این درس حتما سوال می‌دهند.
انواع تعارض: 
۱. دو ادله محرزه: 
الف. ۲ دلیل شرعی لفظی
ب. دو دلیل عقلی
ج. دلیل شرعی لفظی و دلیل عقلی
۲. دو اصل عملی
۳. اصلی و دلیل
تعارض: معنا و مفهوم یکی با معنا و مفهوم دیگری مغایر باشد.

تعارض ۲ دلیل شرعی:
۱. اگر دو کلام از معصوم(ع) صادر شود که هر دو صریح و قطعی باشند و با هم تعارض کنند امکان ندارند. چون منجر به تناقض گویی معصوم می‌شود. نماز واجب و عدم وجوب
۲. خیلی مهم. تعارض دوم: تعارض بین دو دلیل شرعی لفظی که یکی از آنها صراحت دارد و قطعیت دیگری غیر صریح است و ظهور دارد. در اباحه و رخصت صراحت است ولی در وجوب و نهی صراحت نداریم.
مثال:
۱) یجوز للصائم عن یرتمس فی الماء حال صومه (اباحه)  یجوز: صراحت اباحه در جواز
۲) لاترمس فی الماء و أنت صائم 
لا ترمس(نهی) ظهور در دو معنای حرمت و کراهت دارد.
بین این دو روایت تعارض پیش می‌آید.
برای رفع تعارض:
عمل به روایت اول، چون صراحت دارد، بنابراین به اباحه عمل می‌کنیم چون صراحت دارد و فعل نهی را بر معنای کراهت حمل می‌کنیم تا با جواز و اباحه هماهنگ شود.
جایز است ارتماس روزه‌دار ولی کراهت دارد.
قانون کلی: 
در جایی که فعل امر ونهی با اباحه تعارض کند به اباحه عمل می‌کنیم و فعل امر و نهی را بر معنای مجازی آن‌ها (کراهت یا استحباب) حمل می‌کنیم.
۳. سوم حالت تعارض: دو دلیل شرعی لفظی
گاهی موضوع یک دلیل دایره‌اش از موضوع دلیل دیگر تنگ‌تر است و با هم تعارض می‌کنند.
مثال:
۱. روایت اول: الربا حرام: عموم و اطلاق
۲. روایت دوم: الربا بین الوالد و الولد مباح: خاص، قید حدیث قبل، تقیید
روایت خاص با روایت عام تعارض دارد 
قرینه بر ذوالقرینه مقدم است.
رفع تعارض:
کلام دوم که خاص است قرینه است به آن عمل می‌کنیم و آن را مقدم بر عام می‌کنیم و قرینه همیشه بر ذوالقرینه مقدم است و ظهور عام را در عمومیت از بین می‌برد.